تبليغاتX
مشق مهتاب






درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :



عشق من خدا

ای عزیز !

هرکه عزم عاشقی دارد ،گو دل از جان بردارد..

      هرکه قصد حرم دارد ،گو راه بادیه فرو گذارد..

  عاشق را دلی بی غش باید  و سینه ای از شور آتش...

       دل عاشق خانه شیر است..       

          کسی درآن درآید که از جان سیر است... 

 

 

عیب است بزرگ برکشیدن خود را

                                       وز جمله خلق برگزیدن خود را

از مردمک دیده بباید آموخت

                               دیدن همه کس را و ندیدن خود را


نويسنده: گلبرگ مورخ: چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388 در ساعت: 11:10
|+|



تنها کشوری که زنان چند شوهر قانونی دارند!

 
 
به گزارش ایونا ، تبت تنها كشوري است كه در آنجا بعضي از زنان چند شوهر قانوني دارند و اين كار را به اصطلاح علمي Polyandry مي نامند از آنجا كه اطمينان داشتيم هيچ چيز در جهان بي دليل نيست مانند هميشه دست به دامن تحقيق زديم تا واقعيت اين كار را درك كنيم ، پس از تحقيق طولاني متوجه شديم تنها دليل اين كار مشكلات اقتصادي است و دو دليل برايمان آوردند .

21.jpg

 

دليل اول : پدري كه چهار فرزند دارد ، يكباره يك دختر را به عقد چهار پسرش در مي آورد و البته طبق قراردادي كه دارند زن مذبور هر شب يا هر هفته را با يكي از برادران بسر مي برد ، با اين كار اولا پدر اجازه نمي دهد كه اساس خانواده اش گسيخته شود بلكه بالعكس وجود زن واحد سبب اتحاد آنان مي گردد و همه پروانه سان دور يك چراغ پرواز مي كنند ، ثانيا ثروت پدر كه از همه مهمتر است پراكنده نمي شود و به هدر نمي رود .


دليل دوم : اگر همان پدر در مدت يكسال چهار دختر را براي چهار فرزندش عقد كند و زنان مذبور جداگانه باردار شوند ، در مدت يكسال يك خانواده چهار نفري ، دوازده نفر خواهد شد . اما چون زمين تبت زياد حاصلخيز نيست و مواد غذايي محدود است ، مي كوشند كه از توليد نسل تا جائيكه مقدور مي باشد جلوگيري كنند و با اين كار جمعيت تبت

را هميشه به همان اندازه اي كه هست حفظ كنند . ما پس از شنيدن

اين دلايل به مردم تبت لقب مناسبي داديم ، لقبي كه از هر جهت در خور آنهاست(اكونوميست هاي متفكر) !

و در آخر اين سئوال برايمان پيش آمد كه اين جا چه بلايي به سر فرزندان مي آورند و فرزندي كه از يك زن واحد بوجود مي آيد مال كدام برادر است ؟ معلوم شد كه اولاد اول به برادر بزرگتر تعلق خواهد داشت و به همين قياس فرزندان بعدي به برادران كوچكتر خواهد رسيد .

بچه ها به ترتيب تعلق به برادر بزرگتر پدر و به بقيه عمو مي گويند .

زن تبتي يكي از شوهران خود را براي كار در مزرعه راهي مي كند .


نويسنده: گلبرگ مورخ: چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388 در ساعت: 2:10
|+|



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


نويسنده: گلبرگ مورخ: چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 در ساعت: 23:45
|+|



پرواز

گاهي وقتا موقع نوشتن ، يه نقطه مي تونه بيانگر هزاران جمله ي نا گفته

باشه ، حرفايي که تو دل داري ولي نمي توني به زبان مکتوب بيان کني.

وقتي بغض راه گلوتو ميگيره

وقتي اشکا تو چشات حلقه ميزنه و تو مي خواي يه جوري پنهان کني

تنها راه چاره منتظر موندنه تا شب از راه برسه ، تا وقتيکه همه بخوابن

اون وقتي که تنها شدي ، تنهاي تنها خودتو وجدانت.

مي دونم که مي دوني چه حس لطيفي داره اون وقتي که آدم بعد از خدا

درد دلاشو واسه ي خودش ميگه ، واسه دل خودش

وقتي حس مي کني بغير از خودتو خدا ديگه هيچ کس حرفاتو نمي شنوه.

چه لذتي داره حس پرواز تو آسموني که مي دوني فقط مال خودته و هر

کسي رو که دلت بخواد مي توني توي اون دعوت به پرواز کني


نويسنده: گلبرگ مورخ: شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 در ساعت: 3:27
|+|



happy valentines day


نويسنده: گلبرگ مورخ: پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 در ساعت: 20:14
|+|



happy valentinesb day


نويسنده: گلبرگ مورخ: جمعه هجدهم بهمن 1387 در ساعت: 1:12



 
نويسنده: گلبرگ مورخ: سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 در ساعت: 0:13
|+|



دل شكسته

مـــن همان بــــــودم كـــــــــــــــــــــــــــــــه از غـــــــــــــم هيـــــــــــچم يـــــــــــــــــــادم نــــــــبــــــود

بهر هر كــــس مي نــــــــــــــديـــــــــــــدم مــــــــــــــــــــــــــــــــــــي فـــــــــــــرســــتادم درود

عشـــــــــــق خــــــــــاموشي مــــــــــــــرا درهــــــم شكــــــست ايـــــــن روزهــــــــــــــــا

خـــــــــــــــــــفــته آمــــــد از دلـم آتــــــــــــــــــش وزان هــم ســـــــــــــــــوزها

خفته در چنـگال من قــلب مـــــن ايـنجـــــــــــــــا مانــــــده اســــــــــــــت

از كسي كه قلب من را سوخت هــــــم او رانـــــــــــــــــده است

من اســـــــــــــــــير يك دروغ مصلحت گونه شــــــــــــدم

غم گـــــــرفته در بغل،بـــــرگي ز گلپونه شـــــــــدم

يار من رفت و مرا با غم نهادم آشـنا

رفت خنديد و بيامد ديد دل مرده رها

من اسير قول او بودم و ليكن اشتــباه

كرده بودم، ديده بود او خنده ام را يك گناه

او اسير خوبي و خوشوقتي و مشعوف گشت

من ولي درمانده ماندم،سوختم،گشتم پلشت

او به ياري خوش گزيد و خنده كردوخوب بود

يار او در يك زمان چونكه دل او را ربود

كاش او مي رفــت و خـــــوش بــود و مـرا در غم رها

مي نمود و مــــــن به راه خـــود كه مي رفتم جــــدا


نويسنده: گلبرگ مورخ: یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 در ساعت: 1:7
|+|



سوال

   

بهاربيست                   www.bahar20.sub.irآیا  کسی می دونه مفهومه خیانت چیه؟بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir   

بهاربيست                   www.bahar20.sub.irآیا خود را در غم غمزده ای شریک کرده؟بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir    

بهاربيست                   www.bahar20.sub.irآیا شده یکبار مرگ را برای همسایه نخواهید؟بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir    

بهاربيست                   www.bahar20.sub.irآیا اتفاق افتاده که مردم از تو بگن تو از اونا نگی؟بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir    

بهاربيست                   www.bahar20.sub.irآیا تا حالا از خودت پرسیدی چرا من؟بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir    

بهاربيست                   www.bahar20.sub.irای سوالاتیه که همه ازش غافلندبهاربيست                   www.bahar20.sub.ir    

بهاربيست                   www.bahar20.sub.irتو رو خدا یکبار بیاییدباخودمان رو راست باشیم بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir    

بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir که اگرمن جای غمزده بودم چیکار می کردم؟بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir    

بهاربيست                   www.bahar20.sub.irجوابتونو تو نظرات واسم بذارینبهاربيست                   www.bahar20.sub.ir    


نويسنده: گلبرگ مورخ: شنبه سیزدهم مهر 1387 در ساعت: 2:28
|+|



عشق...

 غرورم محکوم شد به خونسرد بودن

  احساسم محکوم شد به کم حرف بودن

 دلم محکوم شد به گوشه گير بودن

 چشمانم محکوم شد به مهربان بودن

 دستهايم محکوم شد به سرد بودن

 پاهايم محکوم شد به تنها رفتن

 آرزوهام محکوم شد به محال بودن

 وجودم محکوم شد به تنها بودن

 عشقم محکوم شد به محبوس بودن

  و اما امروز تو عشق من محکوم ميشوي

   به خاطر اسير بودن


نويسنده: گلبرگ مورخ: شنبه سیزدهم مهر 1387 در ساعت: 2:23
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir